سه شنبه ۰۹ بهمن ۰۳ ۰۲:۳۲ ۳۷ بازديد
سیروس دین محمدی در تاریخ 15 مهر 1349 در محله عباسی تبریز به دنیا آمد. او فرزند آخر خانواده دین محمدی است و دارای چهار برادر به نامهای شاهپور، غفور، یونس و فیروز (غلامحسین) است. خانواده آنها یک خواهر هم داشتند که متأسفانه فوت کرده است. سیروس دین محمدی متاهل است و دارای دو فرزند میباشد. فرزندان او ویدا 18 ساله و هیراد 9 ساله هستند. او از همان کودکی به فوتبال علاقه داشت و این علاقه را در زمینهای خاکی محلهشان دنبال میکرد. در محله عباسی تبریز زمین خاکی بزرگی وجود داشت که او و برادرانش هر روز به آنجا میرفتند و فوتبال بازی میکردند. این زمین خاکی برای سیروس مکانی بود که رؤیای فوتبالیست شدن را در ذهنش زنده نگه میداشت.


سیروس و خانوادهاش از کودکی طرفدار تیم استقلال بودند. او علاوه بر استقلال، طرفدار تیم منتخب تبریز نیز بود که در آن زمان در شهرشان بازی میکرد. به گفته او، تمامی اعضای خانواده استقلالی بودند و هیچکس طرفدار تیم پرسپولیس نبود. پدر سیروس نیز یکی از مشوقان اصلی او در مسیر فوتبالیست شدن بود. پدرش که خودش هم بازیکن تیم اتحاد تبریز بود، به فوتبال علاقه داشت و پسرانش را برای این مسیر تشویق میکرد. در نهایت، سیروس و برادرش غلامحسین توانستند به صورت حرفهای در فوتبال فعالیت کنند و به چهرههای شناخته شده فوتبال ایران تبدیل شوند.
یکی از تلخترین خاطرات زندگی سیروس مربوط به فوت پدرش است. پدر او همیشه در استادیوم حاضر میشد و بازیهایش را تماشا میکرد. اما در یکی از بازیها در سال 1373 بین تیمهای ماشینسازی و شهرداری، زمانی که سیروس گل زد، پدرش از خوشحالی سکته کرد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما متأسفانه دیگر نتوانست زنده بماند. این اتفاق تلخ بعد از بازی به گوش سیروس رسید و او بلافاصله به بیمارستان رفت، اما پدرش را از دست داده بود.


سیروس دین محمدی در سال 1374 با دختر داییاش ازدواج کرد. این ازدواج موفق بوده و او به همراه همسرش زندگی آرام و پر از عشقی را تجربه کرده است. یکی از به یادماندنیترین گلهای سیروس در دوران حرفهای فوتبالش، گلی است که به تیم جوبیلو ایواتا ژاپن زد. او در این بازی توانست با جا گذاشتن چند بازیکن ژاپنی، شوتی محکم به سمت دروازه این تیم بزند. اگرچه آن بازی برای استقلال نتیجه خوبی نداشت، اما این گل یکی از فنیترین گلهای دوران حرفهای سیروس به شمار میرود.
هواداران استقلال در دوران بازی او، تشویق خاصی برایش داشتند. آنها با شعار «سی، سی، سی، سیریوس» او را تشویق میکردند و این تشویقها همچنان در تمرینات استقلال شنیده میشود. سیروس دین محمدی به دلیل شوتهای محکم و استایل بازیاش از سوی هواداران به «روبرتو کارلوس» ایران معروف شده بود. او پیوستن به تیم استقلال را یکی از بهترین روزهای زندگی خود میداند. در آن زمان، تمرینات استقلال با حضور هزاران هوادار برگزار میشد و تشویقهای آنها انرژی مضاعفی به بازیکنان میداد.


نخستین قرارداد او با استقلال 9 میلیون تومان ارزش داشت که با آن توانست یک پراید صفر کیلومتر بخرد. این خودرو در آن زمان یکی از بهترین مدلها بود. اکنون سیروس دین محمدی خودروی سناتو دارد. او در اردوهای استقلال معمولاً با محمد نوازی هماتاق بود و این دوستی همچنان ادامه دارد. او همچنین با علیرضا اکبرپور، ایوب اصغرخانی و یدا... اکبری روابط نزدیکی داشت و این گروه بهعنوان آذریهای استقلال شناخته میشدند.
سیروس دین محمدی در دوران حرفهای خود برای تیمهای شهرداری تبریز، استقلال تهران، ماینس آلمان و پگاه گیلان بازیکرده است. او 39 بازی ملی انجام داد و موفق شد 6 گل برای تیم ملی به ثمر برساند. در دوران مربیگری، او به عنوان سرمربی تیم ب و امید استقلال فعالیت کرد و توانست بازیکنان جوانی مانند رمضانی و محسن کریمی را به تیم بزرگسالان معرفی کند. او همچنین برای مدتی کوتاه هدایت تیم راهآهن را برعهده داشت، اما به دلیل مشکلات این تیم از سمت خود استعفا داد.
سیروس دین محمدی و کلوپ


یکی از اتفاقات جالب روزهای اخیر فوتبال ایران تماس تلفنی یورگن کلوپ سرمربی مشهور لیورپول با سیروس دین محمدی بود.
بازیکن سابق استقلال زمانی در دهه ۷۰ در تیم ماینتس آلمان همبازی یورگن کلوپ بود در حالی که اصلا فکرش را نمی کرد همبازی اش بهترین مربی دنیا شود.
سیروس دین محمدی شاید هرگز تصور نمی کرد یورگن کلوپ این همه مشهور شده و به جایی برسد که همه او را به عنوان نابغه مربیگری بشناسند و حالا به عنوان سرمربی لیورپول هنوز همبازی قدیمی خودش در ماینتس را به خاطر داشته باشد و...
آقا سیروس چه خبرها؟ شنیدیم با سرمربی لیورپول صحبت کردید؟
راستش را بخواهید مدتی می شد دنبال شماره تلفن همبازی قدیمی خودم می گشتم تا اینکه یکی از دوستان کمک کرد و شماره این مربی بزرگ را به من داد.
می توانید بگویید چه کسی؟
راستش را بخواهید مدیربرنامه های سردار آزمون شماره تلفن یورگن کلوپ را در اختیارم گذاشت.
با خودتان نگفتید ممکن است شما را فراموش کرده باشد؟
نه چون یک بار در ترکیه و نشست خبری یک ایرانی اسم من را آورده بود و یورگن کلوپ هم لطف کرده و از من تعریف کرده بود.
شما تماس گرفتید یا اینکه...؟
اول من از طریق واتس آپ به او پیام دادم.
به زبان آلمانی؟
نه، به زبان انگلیسی سلام کرده و خودم را معرفی کردم. گفتم سیروس دین محمدی هستم و دوست داشتم ارتباطی با شما دوست خوبم بگیرم.
و پیام را ارسال کردید؟
همراه با یک عکس قدیمی از خودم کنار لوتار ماتیوس!
همان عکس معروف شما در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه؟
نه، بازی بایرن مونیخ و ماینتس در جام حذفی کشور آلمان بود.
بلافاصله سرمربی لیورپول تماس گرفت؟
نه، من چهارشنبه پیام دادم و پنج شنبه با مهدی پاشازاده و برخی بچه های دیگر در یک بازی خیریه حضور داشتیم که دیدم تلفنم زنگ خورد و یورگن کلوپ است!
چه حسی داشتید؟
اول که باور نمی کردم و شوکه شده بودم! زبان آلمانی من خوب نیست ولی مهدی پاشازاده آنجا بود و گوشی را به مهدی دادم و صحبت های ما را ترجمه کرد. یک مقدار صحبت کردیم و تشکر کردم که تماس گرفته و هنوز به یادم است.
الان چه حسی دارید؟
واقعا افتخار می کنم که همبازی ام بهترین مربی جهان است و از آن مهم تر اینکه چقدر این بشر خاکی و متواضع است. اینکه هنوز آن دوران بازی در ماینتس آلمان را به خاطر دارد و این می تواند درس بزرگی برای خیلی از فوتبالیست ها باشد که وقتی به جایی می رسند دوستان و نزدیکان خود را فراموش می کنند.
منبع:
- ۰ ۰
- ۰ نظر